|
"محمود آقاجان زاده کاشي چي" متولد 1301 ه. ش، از
ناشران نسل اول ايران است که به گفته خودش در هر زمينه اي و هر عقيده
اي کتاب منتشر کرده است. كاشي چي مدير انتشارات "گوتنبرگ" است و زماني
نمايندگي انتشارات "پروگلس" مسکو را در ايران داشته است.
عبدالرحيم جعفري، بنيانگذار انتشارات اميرکبير، از او به نيکي ياد مي
کند. جعفري در گفتگو با بخش کتاب ميراث خبر، به سالهاي دور همكاري با
كاشي چي اشاره كرد و گفت:« سال 1328 بود که كاشي چي در مشهد کتابفروشي
داشت و نمايندگي روزنامه اطلاعات و چندتاي ديگري هم بر عهده اش بود. به
تهران آمد و در سه راه ژاله کتابفروشي احداث کرد. بعد هم به منوچهري
آمد و اينجا بود که کتاب هاي ذبيح الله منصوري را جزوه جزوه منتشر مي
کرد. کتاب هاي کيلويي هم از ايده هاي جالبش بود. مردم جلوي کتابفروشي
اش صف مي بستند.
بعدها با يک مؤسسه تجاري روسيه قرارداد بست و کتاب هايي به زبان هاي
مختلف به ايران وارد کرد. اين کار باعث شد تا از زير بار قرض بيرون
بيايد و بتواند بازارچه را تأسيس کند. خودش هم روبروي دانشگاه تهران
کتابفروشي زد.
کاشي چي کتاب هاي چاپ مسکو را چاپ مي کرد و براي همين بارها زنداني شده
بود. خودش تعريف مي کرد که چون زياد به زندان مي رفت همه مي شناختندش.
يکبار که از در زندان تو رفته بود همه زنداني ها گفته بودند که "اِ،
کتابفروش رو آوردند!".»
"کاشي چي" خود مي گويد 84 سال سن دارد که 64 سال آن را در کار نشر بوده
است:« چه سال هايي را پشت سر گذاشتم و چه حوادثي را ديدم. سال 1320 بود
که در مشهد انتشارات "گوتنبرگ" را تأسيس کردم. من اولين ناشر در اين
شهر بودم. سازمان پخشي داشتيم و علاوه بر کتاب، مطبوعات تهران را هم
توزيع مي کرديم. يک کتابفروشي هم مقابل باغ ملي مشهد داشتم. آن موقع ها
ابزار نشر در اين شهر کم بود و من به تهران آمدم. نمايندگي مطبوعات
خارجي که در شوروي چاپ مي شد را گرفتم و به خيلي از زبان ها مثل ارمني،
فارسي، روسي، عربي و غيره، کتاب هم وارد مي کردم. بيشتر کتابهايمان
آموزشي، دانشگاهي بود. بعدها کتابفروشي و نشر گوتنبرگ را در خيابان
انقلاب، روبروي دانشگاه تهران تأسيس کردم که هنوز هم پابرجاست.»
او مي گويد که هميشه در کار نشر هدفش اين بوده تا کار نويي عرضه کند:«
سري کتاب هاي "ارزان براي همه" را توليد کردم تا مردم بتوانند با آثار
شاخص جهان آشنا شوند. کتابهايي مثل "جنگ و صلح" و "بينوايان" و غيره.
آنها را به صورت کم صفحه و با تيراژ وسيع منتشر کردم که استقبال خوبي
از آن ها شد.
در زمان بحران کتاب، کتابهاي کيلويي را درست کردم تا کتابخانه هاي مردم
بي کتاب نماند. کتاب ها را کيلويي و با قيمت ارزان به مشتري ها عرضه مي
کردم.
با "احمد شاملو" نشريه اي را منتشر کرديم به نام "مجله چند کتابي" که
هر چهار صفحه آن يک کتاب بود. مفتول آن را باز مي کردند و دوره هاي
مجله را در آن مي گذاشتند. هر دوره از آن يک نويسنده بود که وقتي کسي
يک دوره را کامل مي کرد و داخل مفتول مي گذاشت، به کتابفروشي ما رجوع
مي کرد و 2 تومان پول مي داد و آن دوره را با جلد طلاکوب دريافت مي
کرد.
آثار نويسنده هاي مطرح و ترجمه هاي ذبيح الله منصوري مثل "غرش طوفان" و
"سه تفنگدار" و غيره را در جزواتي 68 صفحه اي با قيمت 5 ريال منتشر
کردم. با اين کار تيراژ کتاب را از دو هزار نسخه به بيست هزار نسخه
رساندم.
بعد از انقلاب هم طرح "نذورات فرهنگي" راه انداختم. مي گفتيم کسي که
نذري مي کند و نذرش ادا مي شود، به جاي اين که کباب و قيمه پلو درست
کند، کتابي را به نصف قيمت از "گوتنبرگ" بخرد و مجانأ به کتابخانه
مدارس اهدا کنند.
مهمترين کارم هم تأسيس بازارچه کتاب بود که آن موقع هر کدام از مغازه
ها را به قيمت ارزان 200 هزار تومان فروختم. چند وقت پيش که خودم مي
خواستم يکي از مغازه ها را بخرم گفتند متري 35 ميليون تومان است.»
مدير انتشارات "گوتنبرگ" گرچه در مشهد اولين ناشر بوده، اما در تهران
مؤسسات نشري قبل از او فعاليت مي کرده اند. "کاشي چي" در اين باره به
سايت کتاب ميراث خبر گفت:« چندتايي مؤسسه در تهران فعاليت مي کردند که
الآن ديگر خيلي هايشان نيستند. مؤسسه "معرفت" بود، کتابفروشي "ايران"
در خيابان نادري بود. "اقبال" بود که البته هنوز هم فعاليت مي کند.
"امير کبير" و ديگران يا با من آمدند و يا بعد از من فعاليت خود را
شروع کردند.
نويسندگان بسياري با انتشارات "گوتنبرگ" كار كرده اند:« شاملو تا مدتها
با من كار مي كرد. صادق چوبك بود كه ترجمه كتاب "پينوكيو" و مجموعه
داستان "انتري كه لوطيش مرده بود" را از او چاپ كردم. از محمد قاضي
ترجمه هاي زيادي منتشر كردم. "شاهزاده و گدا" و "آخرين روز يك محكوم"
را يادم مي آيد. البته به خاطر اين كتاب دوم زنداني هم شدم. از شجاء
الدين شفا كارهاي زيادي چاپ كردم. برخي از ترجمه هاي هوشنگ مستوفي را
كه گوينده راديو بود؛ منتشر كردم. خيلي از نويسنده ها با من كار من
كردند ولي چون حق التأليف كمي به آن ها مي دادم از پيش من مي رفتند.
تمام سعي من اين بود تا كتاب ها را ارزان وارد بازار كنم. در حالي كه
اكثر كتاب هاي ماركس و انگلس در انگلستان چاپ مي شد.»
وي در ادامه فعاليت هاي خود را در زمينه نشر قابل دفاع دانست و گفت:«
در هر زمينه اي و هر طرز تفكري كتاب منتشر مي كردم. نماينده انتشارات
"پروگلس" شوروي در ايران بودم و كتاب هاي اين ناشر را در ايران عرضه مي
كردم. "پروگلس" انتشاراتي بود كه كتاب هاي ارزان توليد مي كرد در حالي
كه همان كتاب ها در انگليس و آمريكا كه چاپ مي شد 10 برابر قيمت داشت.
نشريات آمريكايي و ساواك مدام به ما فشار مي آوردند كه ما مي خواهيم
عقايد كمونيستي را وارد جامعه كنيم و براي همين كتاب ارزان مي فروشيم.»
مدير انتشارات "گوتنبرگ" به خاطر فعاليت هايش بارها زنداني شده، خودش
مي گويد:« بارها زنداني شدم. تمام كتاب هاي من توقيف و ضبط و خمير شد.
33 كاميون كتاب از من بردند سرانجام آزاد شدم و دوباره كار نشر را از
سر گرفتم.»
كاشي چي گفتگويش را با اين جملات به پايان مي برد كه:« فکر مي کنم
براي بالا بردن سطح آگاهي مردم هر چه در توان داشته ام انجام داده ام.
تأسيس بازارچه كتاب را از مهمترين خدمات خودم در اين عرصه مي دانم.»
ميراث |