|
مهدي
جليلخاني
دوازدهمين جلسه گروه علوم سياسي و روابط بينالملل عصر
كتاب در سالن اجتماعات كتابخانه سهروردي زنجان، به نقد كتاب(
Constructing thevoorld polity ساختار جامعه جهاني) نوشته جان جرالد
راگي اختصاص يافته بود كه نقد و معرفي آن از زبان اصلي با اجراي دكتر
سيدفرشيد جعفري و سخنراني دكتر مالك ذوالقدر برگزار گرديد.
دكتر فرشيد جعفري در ابتداي اين نشست در معرفي نويسنده كتاب گفت: ”جان
جرالد راگي در چارچوب مكتبي قرار ميگيرد با نام سازهانگاري كه اين
مكتب فكري در روابط بينالملل براي اولين بار توسط خانم حميرا مشيرزاده
از دانشگاه تهران در ايران مطرح و همهگير شد و راگي پس از اين كتاب
است كه به عنوان يكي از نظريهپردازان برجسته اما درجه دو در حوزه
روابط بينالملل شناخته ميشود“.
سپس دكتر مالك ذوالقدر با اشاره به حضور و تحصيل در دانشگاه تهران از
خانم مشيرزاده به عنوان اولين شناساننده مكتب فكري سازهانگاري در
ايران ياد كرد و فلسفه پيدايش رشته روابط بينالملل را در جهت پيدايي
دانشي براي جلوگيري از جنگ اول جهاني دانست و گفت: ”آغاز اين رشته علمي
از سالهاي پس از 1919 به دنبال نظريه صلح ويلسون و پيدايش مكتب
آرمانگرايان است، كه اولين مناظره ميان آرمانگرايان و واقعگرايان را
در موضوع هستي شناسي در پي داشت“.
ذوالقدر ادامه داد: ” آرمانگرايان متأثر از انديشههاي سياسي جان لاك
مدعي بودند كه ميتوان با توسل به نهادهاي حقوقي مانند سازمان ملل و
خودداري از ديپلماسي مخفي و مشاركت دادن بخش عمومي در سياست خارجي،
جلوي جنگهايي مانند جنگ اول جهاني را بگيريم. اما وقوع جنگ دوم جهاني و
ناكامي سازمان ملل باعث شد كه اين رويكرد با شكست روبهرو شود و در
مقابل آن واقعگرايان با اين نظريه كه جنگ همواره ميان دولتها وجود
خواهد داشت و امكان رسيدن به يك اجماع بينالمللي نيست“.
اين استاد دانشگاه اضافه كرد: ”پس از تحولات در عرصه روابط بينالملل
در دهههاي 50 و 60 شاهد مناظره دوم كه روش شناختي بود، هستيم كه در
آن رفتارگرايان امكان مطالعه علمي روابط بينالملل با توسل به علوم
طبيعي و كمي كردن اين رشته علمي، استفاده از شواهد تجربي، فرضيهسازي و
استنتاج از فرضيات و ارائه نظريات براساس يافتههاي تجربي، را در اين
مناظره مطرح ميساختند“.
وي دو جبهه مناظره كننده دوم را رفتارگرايان و سنتگرايان ناميد كه
سنتگرايان از آرمانگرايان و واقعگرايان تشكيل يافته بودند كه به
تاريخ و فلسفه و شهود و اشراق استناد ميكردند و نه به علوم طبيعي و
كميسازي.
ذوالقدر در ادامه افزود: ”از دهه 80 به بعد وارد مناظره سوم ميشويم كه
برخلاف دو مناظره قبلي هم بعد معرفتشناسي دارد و هم بعد هستيشناسي.
اين مناظره ميان اثباتگرايان كه معتقدند مطالعه آنچه در روابط
بينالمللي به لحاظ تجربي قابل كشف و شهود است ميباشند و اين معتقد به
دوگانگي پديدههايي چون ارزش و حقيقت، شناخت فارق از عامل شناسايي و
استقراگرايي هستند و ميان طيف ديگري با نام پسا اثباتگرايان كه
رويكردي انتقادي، پستمدرن، جامعهشناسي تاريخي و فمينيستي دارند،
درميگيرد“.
اين سخنران با اشاره به اختلافات ميان اين دو نحله اخير اذعان كرد: ”
آنها در يك افق با هم مشترك و متفقاند. آنها ميخواهند كه شناخت را از
قالب رژيم واقعگراي مدرنيته جدا كنند و هدفشان رهابخشي دانش بشري نسبت
به علم مدرنيته و پوزيتيويستي است“.
وي در پايان در پيوند با موضوع نشست و مكتب نويسنده كتاب تصريح كرد:
”مكتب و رويكردي در اين ميان ظهور ميكند كه ميكوشد ميان اثباتگرايي
و پسااثباتگرايي پلي بزند كه از آن با عنوان سازهانگاري ياد ميشود
و از مشهورترين پايهگذاران و طرفداران اين نحله، الكساندر ونت است كه
معتقد است ميتوان به لحاظ هستيشناسي، پسااثباتگرا بود اما در مطالعه
آن به روش معرفتشناسي و اثباتگرايي متوسل شد. آنان بر اين باورند كه
حيات اجتماعي تركيبي است از عناصر مادي و معنايي“.
وي سپس به ذكر ويژگيهاي سازهانگاران پرداخت و بحث پيرامون نويسنده و
نقد كتاب را به دكتر جعفري واگذاشت. فرشيد جعفري در معرفي جان جرالد
راگي گفت: ”او از اعضاي اجرايي دبيركل سازمان ملل متحد وقت يعني كوفي
عنان بود و اكنون استاد علوم سياسي و روابط بينالملل در دانشگاه
كلمبيا است“.
اين استاد دانشگاه در ضرورت و اهميت كتاب راگي تأكيد كرد: ”راگي براي
نوشتن اين كتاب 311 صفحهاي از 803 منبع بهره گرفته كه از نقاط قوت كار
اوست“.
وي افزود: ”اولين كتاب راگي در سال 1972 منتشر شد و پيش از كتاب حاضر
نيز آخرين كتاب او در سال 1997 چاپ گرديده كه در اين فاصله قريب به 64
اثر اعم از مقاله و كتاب از او منتشر شده است كه اهميت و شهرت او پس از
انتشار كتاب مورد نقد است كه مباني فكري راگي را بازتاب ميدهد و
ميكوشد نظم بينالمللي دوره پس از جنگ سرد را به تصوير بكشد“.
جعفري با تشريح فصلهاي مختلف كتاب يادآور شد: ”سازهانگاران خود به دو
گروه تفسيري و تجربي تقسيم بندي شدهاند كه راگي از دسته سازهانگاران
تفسيري است“.
او در بخش ديگري از گفتههاي خود در بيان انديشه نويسنده در اين كتاب
گفت: ”تروريسم از جمله واقعيتهاي برساخته شده بينالمللي است كه دولتها
منافع خود را در آن ميبينند كه پرستيژ ضدتروريستي به خود بگيرند. آنها
هويت خود را در ضدتروريستي بودن خويش جستوجو ميكنند. چراكه در غير
اين صورت اين واقعيت برساخته بينالمللي آنها را نابود و رسوا خواهد
ساخت“.
جعفري در پايان روش و معرفتشناسي در اين كتاب را روش و شناخت تفسيري ـ
تجربي دانست و نويسنده را مخالف اثباتگرايي معرفي كرد و خاطرنشان
ساخت: ”از ديدگاه نويسنده كتاب هنجارها علت رفتار كنشگران نيستند، بلكه
الهامبخش و توجيهگر اين رفتارها هستند.
|