|
|
|
سال 89 و گفتمان تعالي بخش «سال 89 و گفتمان تعالي بخش»عنوان يادداشت روز روزنامهي مردم سالاري به قلم ميرزا بابا مطهري نژاد است كه در آن ميخوانيد؛
از ميان کبود
آهن و دود اين ابيات گزيده يکي از اشعار زنده ياد مجتبي کاشاني است که در نخستين نوشته سال 1389 به شما تقديم مي کنم. سال 1388 با آثار و تبعات فراوان اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي در جهان و بسيار متفاوت با سال هاي قبل از خود در ايران سپري شد و مفاهيم جديدي از جامعه مدني، کرامت انساني، جمهوريت و اسلا ميت و دسته بندي سياسي و اجتماعي و دموکراسي و... خلق و عرضه و پرورانده شد که ناگزير در سال 89 با جامعه پرتحرک و پرتنش ما همراه و رفتار اجتماعي و فرهنگي ما را متاثر خواهد نمود و به عنوان مولفه هاي اصلي تعيين وضعيت سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي آينده ما ايفاي نقش خواهند کرد و چگونگي تعامل نيروهاي درون نظام، روابط خارجي، نيروهاي سياسي منتقد و وضعيت اقتصادي، تورم، بيکاري، پايداري يا ناپايداري، اجتماعي، سياسي به چگونگي درس گرفتن ارکان حاکميت و سطوح مختلف مديريت جامعه از اين حوادث بستگي تام و تمام دارد و تامل و تدبير فراوان را طلب مي کند. در چنين شرايطي تنها نگاهي حرفه اي تر و تخصصي تر و مبري از جبهه گيري هاي سياسي با کمک به شکل گرفتن يک گفتمان تاريخي که همه انديشه ها و نگرش هاي همراه وهمپاي انقلا ب اسلا مي و رويداد هاي پسين و پيشين آن را به رسميت بشناسد مي تواند مسير حرکت جامعه را هموار و تعالي بخش نمايد و با ارائه يک مدل ارتباطي دو سويه هم سنگ، فراروي همه نهادهاي مدني، اسلا مي و اجتماعي و فرهنگي به انسجام و بازسازي سياست داخلي اهتمام و بر تنش هاي تخريبي منبعث از روابط خارجي و تحول اقتصادي در پيش روي، بکاهد و بر آنها فائق آيد. به قول يکي از انديشمندان:«پيش شرط هر وجدان مدني، وجداني تاريخي است و وجدان تاريخي شکل نمي گيرد مگر ديروز به تاريخ سپرده شود و بدل به موضوع شناخت شود. گذشته را زندگي کردن مانع از شناختنش مي شود و تصاحب گذشته فقط در صورت فاصله گرفتن و بدل ساختن آن به موضوع شناخت ميسر است، شناختي که زمينه ساز عبور از آن نيز مي شود، در غير اين صورت هيچ نقطه عزيمت تعريف شده اي وجود ندارد که جامعه با تکيه بر آن بتواند به يک «پس از ديروز» بينديشد.» مروري به ويژه نامه هاي مطبوعاتي اصلاح طلب، اصول گرا و مستقل در آخرين هفته سال گذشته بسيار درس آموز است، ويژه نامه هاي نشريات طرفدار دولت و منتسب به اصول گرايان با چشم بستن بر انديشه هاي متکثر جامعه و تلا ش نخ نما براي حذف نام و تفکر آنان خطر انقلا ب مخملي را مبناي رويکردهاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي مي دانند و پيروزي بر آن را بر جسته نموده اند و تداوم رفتار اجتماعي گذشته وابستگان به اين جريان فکري را تجويز مي کنند، ويژه نامه هاي منتسب به نشريات اصلاح طلب با چشم گشودن بر انديشه هاي متکثر و مجرب از راديکاليزه شدن جامعه سخن رانده اند و خطر کشانده شدن جامعه به يک انقلاب و از دست رفتن دست آوردهاي انقلاب بزرگ اسلامي و انديشه هاي بنيانگذار آن امام خميني(ره) به شدت نگران هستند و بازگشت بي چون و چرا به قانون اساسي و معيارهاي امام را راه حل برون رفت مي دانند و ويژه نامه هاي نشريات مستقل و نيمه مستقل به بازسازي چهره هايي که مي توانند نقشآفرين باشند و با توسل به مفاهيم عقلگرايي در اداره جامعه، از حذف خونين منتقدان و تحميل هزينه هاي سنگين انساني و کاهش بي سابقه سرمايه اجتماعي و سرمايه فرهنگي نگران هستند. اگر دانشگاهيان در رشته هاي ارتباطات و جامعه شناسي تحليل محتواي علمي و سريعي از اين ويژه نامه ها که با ويژه نامه هاي سال هاي گذشته بسيار متفاوت هستند، ارائه دهند، برجستگي هاي فوق الذکر با اعداد و ارقام و نمودار، متن و بطن دسته بندي نيروهاي فکري جامعه را نشان خواهد داد.
در چنين شرايطي
شکل گرفتن يک گفتمان تاريخي فراتر از شعار با ايجاد امکان استفاده يکسان از
ظرفيت هاي ارتباطي محيط و کنترل افراط و تفريط بهترين راه حل برون رفت از
چالش ها و تنش ها است و اين همان مفهوم تاريخ سازي است که هر چه ديرتر به
آن برسيم، بيشتر زيان خواهيم ديد. به قول انديشمند فرهيخته مهندس
ابوالقاسم حسينجاني:
|
|
|
|
|صفحه اصلي | |